ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

482

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

خالهائى بسيار بزرگ مشاهده كردم ؛ طحال تا حدود استخوان تهيگاه رسيده بود و به خوبى مىشد تورفتگيهاى كنار طحال را از روى پوست نازك شكم لمس كرد . كسانى كه به بيمارى كبدى دچارند بايد به شدت از خوردن مشروب - هاى الكلى بپرهيزند . بيمارى سنگ در ولاياتى كه قبلا زير نامهاى ماد و گرگان ( هيركاينه ) از آنها ياد مىكردند يعنى در آذربايجان ( تبريز ) ، همدان ، قزوين ، تهران ، قم ، دماوند بسيار عموميت دارد ؛ از اين گذشته در سواحل درياى خزر در طالش ، گيلان ( رشت ) ، مازندران ، شاهرود و بسطام نيز ديده شده است . اما در عوض در جنوب قم يعنى در كاشان ، اصفهان ، قمشه ، شيراز ظاهرا بسيار نادر است . بدين ترتيب مىبينيم كه بين بيش از هزار بيمار كه در اصفهان معالجه كردم فقط يك نفر بود كه از بيمارى سنگ در رنج بود . نتوانستم پى ببرم كه وضع در ولايات شرقى و جنوب شرقى دقيقا به چه نحو است ، ولى مع هذا در آن صفحات نيز ظاهرا اين بيمارى به صورتى كاملا اتفاقى و منفرد پيش مىآيد و عموميت ندارد . لا اقل مىتوانم بگويم كه تنها يكى از شاگردان من كه در مشهد مطب داشت به يك بيمار مبتلا به سنگ برخورد كرد و او را براى عمل جراحى به تهران پيش من فرستاد . همچنين از بغداد ، هرات ، قندهار و سه‌كوهه واقع در سيستان كسانى نزد من مىآمدند تا سنگ آنها را عمل كنم و من از آنها اطلاع حاصل كردم كه در موطنشان اين ناراحتى نسبتا زياد است . معمولا ناراحتى سنگ را در ايران با سوزاك اشتباه مىكنند . تقريبا همهء بيماران سنگ كه از من براى معالجهء خود كمك مىخواستند مىگفتند : « سوزاك دارم . » سواى توسل به ادعيه و تعويذها مردم خيال مىكنند با خوردن داروهاى حلال مىتوانند از شر سنگ رهائى يابند . در طب عربى مقادير زيادى داروهاى حلال يافته مىشود و بيماران پس از آنكه از خوردن همهء اين داروها خيرى نمىديدند به جراحى رضا مىدادند . هنگامى كه شاه از همكار فاضل من حكيم ميرزا بزرگ قزوينى پرسيد كه آيا او هم مثل حكماى فرنگى قادر به بيرون آوردن سنگى از شكم بيماران هست يا نه ، وى در پاسخ گفت : « ما به اين وسايل خطرناك احتياجى نداريم ، ما داروهائى در اختيار داريم كه اين سنگها را آب مىكند . » سلف من دكتر ارنست كلوكه در طول ده سال سيزده بار به عمل جراحى سنگ دست زد . من در اولين سال طبابت خود با هيچ بيمارى كه از سنگ رنج ببرد مواجه نشدم ؛ پس از اينكه در سال دوم چند جراحى موفقيت‌آميز من در اين زمينه شهرت بهم زد ، تعداد مراجعان به من براى عمل سنگ چندان زياد شد كه در طول هشت سال بعدى طبابتم حد اقل به صد و پنجاه و هشت عمل سنگ پرداختم . در حال حاضر شاگردان من به جراحى سنگ مىپردازند ؛ ساير اطباى بومى تا آنجا كه من مىدانم فقط آنگاه جسارت اين كار را پيدا مىكنند كه سنگ آن‌قدر جابجا شده باشد كه بتوان با ايجاد شكافى آن را به سهولت از راه مقعد خارج ساخت .